کتاب مستطاب کاروکسب

250,000 تومان

کتاب مستطاب کاروکسب» (The Thing About Work) اثر ریچارد ای. موران؛ بررسی طنز فلسفی و رفتارشناختی محیط کار مدرن، نابخردی‌های سازمانی و اعتیاد انسان به کار.
نویسنده: ریچارد ای. موران
مترجم: کیوان شعبانی مقدم

 

کد محصول100101186
دسته بندی ها

درباره‌ی کتاب «کتاب مستطاب کاروکسب»

کتاب «کتاب مستطاب کاروکسب» نوشته‌ی ریچارد ای. موران (Richard A. Moran) تصویری هوشمندانه، طنزآمیز و واقع‌گرایانه از زیست مدرن انسان در محیط کار است؛ نگاهی از درون «سنگرهای سازمانی» به رفتار، تصمیم‌گیری و هویت کاری در عصر فشار دیجیتال. موران، مدیر اجرایی، رئیس کالج و سرمایه‌گذار باسابقه‌ی سیلیکون‌ولی، با ترکیب طنز، واقعیت و تجربه‌ی زیسته، نشان می‌دهد چگونه کار از یک فعالیت اقتصادی صرف، به هسته‌ی هویت انسان معاصر تبدیل شده است.

او از همان ابتدای کتاب می‌پرسد:

«چرا کسی که میلیون‌ها دلار دارد، هنوز کار می‌کند؟ چرا بازنشسته‌ها بلافاصله پس از توقف کار، دلتنگ آن می‌شوند؟»

پاسخ موران در مفهوم «اعتیاد به کار» نهفته است — کار چیزی است که ما آن را دوست داریم، از آن متنفر می‌شویم، به آن نیاز داریم، با آن شناخته می‌شویم و از طریق آن به دیگران معنا می‌دهیم.


۱. فلسفه‌ی کتاب: «کار به‌مثابه زیستن»

در دیدگاه موران، کار دیگر صرفاً ابزار معیشت نیست؛ بلکه میدان خودشناسی و معناست. او نشان می‌دهد چگونه افراد در محیط‌های کاری مدرن میان ترس امنیت شغلی، جذابیت موفقیت، و پوچی روزمرگی گرفتار می‌شوند. دفتر، کنفرانس، ایمیل و جلسات، نه‌فقط ساختار کار، بلکه آیین‌های فرهنگی کارند.

او اصطلاح «نابخردی‌های محیط کار» (Workplace Absurdities) را برای توصیف رفتارهایی به کار می‌برد که هیچ منطقی در سیاست یا علم ندارند، اما در هر سازمانی حضور دارند — از جلسات بی‌هدف تا ایمیل‌های بی‌نتیجه، از فرهنگ ظاهرسازی تا فرسودگی ناشی از «سندرم سیلیکون‌ولی»: نشستن بی‌وقفه پشت میز در قالب مدرن از کار، بدون گردش خون یا حرکت ذهن.


۲. ساختار اثر: شوخ‌طبعی تحلیلی در قالب وینیت

کتاب مستطاب کاروکسب شامل مجموعه‌ای از جستارهای کوتاه (Prescriptive Vignettes) است؛ هر فصل، روایت طنزآمیز و تحلیلی کوتاهی از یکی از ابعاد کار ارائه می‌کند:

  • «چطور بفهمیم دیر رسیده‌ای؟»
  • «آیا باید حیوان خود را به محل کار ببری؟»
  • «آن جسم ناشناخته در یخچال شرکت چیست؟»

این روایت‌ها از دل تجربه‌ی واقعی نویسنده استخراج شده‌اند و هرکدام نکته‌ای مدیریتی، روان‌شناختی یا فلسفی را به شیوه‌ای تلنگرآمیز آشکار می‌سازند. موران استاد یافتن فضای سفید (White Space) در نقشه‌ی رسمی شرکت‌هاست — همان بخش‌هایی از زندگی کاری که هیچ قانون، دستورالعمل یا آموزش رسمی پوشش نمی‌دهد، اما واقعاً رفتار انسان‌ها را تعیین می‌کند.


۳. دیدگاه مدیریتی موران: رفتارشناسی سازمان در عصر دیجیتال

از منظر محتوایی، موران با دقت رفتار انسان در محیط کار مدرن را تحلیل می‌کند — جایی که شتاب، رقابت و فناوری، حس «معنا» را می‌بلعند.

سه مشاهدۀ کلیدی او عبارت‌اند از:

  • رفتار از نیت آغاز می‌شود (Actions follow intent):

    اگر نیت نداشته باشی، در حال حدس‌زدن نسبت به عمل هستی. در سازمان‌ها، بسیاری از رفتارها از حدس و تقلید آغاز می‌شوند، نه از هدف.

  • خودآگاهی مهارت لطیف نیست (Self-awareness is not a soft skill):

    شناخت خویشتن، قلب تصمیم‌گیری هوشمندانه است. مدیران فاقد خودشناسی، توان مدیریت زمان، احساس، یا تیم ندارند.

  • ریسک‌پذیری الزام است (Risk matters):

    مسیر امن معمولاً مسیر ضعیف است. در فرهنگ کاری امروز، ترس از شکست بزرگ‌ترین مانع رشد سازمانی است.

درواقع، موران با زبانی غیرآکادمیک ولی مستدل، قواعدی ساده برای بقا در «جنگ بزرگ سازمانی» عرضه می‌کند؛ جایی که سلامت روان، شوخ‌طبعی و خودآگاهی مهم‌تر از KPI و درآمد می‌شوند.


۴. انسان‌شناسی کار در روایت موران

در لایه‌ی فلسفی، کتاب پرسش بنیادین را مطرح می‌کند که چرا انسان در عصر تکنولوژی به‌جای آزادی، بیشتر از همیشه درگیر کار شده است؟ موران پاسخ می‌دهد: کار برای ما نقش آیینه را دارد؛ ما خود را با کار اندازه می‌گیریم، و بدون کار احساس خلأ می‌کنیم.

او حتی در رفتار بازنشستگان، مدیران پولدار و کارمندان عادی، نشانه‌ای مشترک می‌بیند: وابستگی روانی به بازخورد کاری. این وابستگی از همان جایی سرچشمه می‌گیرد که انسان با فعال ماندن، احساس زنده‌بودن می‌کند.


۵. پیام پایانی

پیام نهایی کتاب طنزآمیز ولی جدی است:

«اگر باسنت را از روی صندلی جدا نکنی، ممکن است دچار سندرم سیلیکون‌ولی شوی!»

این جمله نه شوخی، بلکه استعاره‌ای از حقیقت است — توقف فیزیکی و ذهنی، مرگ خلاقیت است. انسان‌ها برای بقا در دنیای کار باید گاه برخیزند، جابه‌جا شوند و اجازه دهند تفکرشان جریان یابد؛ درست مانند گردش خون.

کتاب مستطاب کاروکسب، اثری است که خواننده را هم می‌خنداند، هم به تأمل وا‌می‌دارد؛ ترکیبی از فلسفه، طنز، و تجربه‌های مدیریتی که تصویری معاصر از «کار به مثابه فرهنگ» ارائه می‌کند.


درباره‌ی نویسنده: ریچارد ای. موران (Richard A. Moran)

ریچارد ای. موران (Richard A. Moran) نویسنده، مدیر، سرمایه‌گذار و مشاور برجسته در حوزه‌ی رفتار سازمانی است. او دکترای رفتار سازمانی دارد، اما آثارش عمیقاً غیرآکادمیک و مبتنی بر مشاهده‌ی تجربی‌اند. موران رئیس پیشین چند دانشگاه و شرکت در سیلیکون‌ولی بوده و با سازمان‌هایی چون Apple، Accenture، News Corp و American Airlines همکاری داشته است.

او نویسنده‌ی بیش از ده کتاب مدیریتی و مجری برنامه‌ی رادیویی معروف «In the Workplace» در ایستگاه KCBS است.

با نگاهی واقع‌گرایانه و طنز انتقادی، موران تلاش می‌کند «پیچیدگی‌های غیرضروری دنیای کسب‌وکار» را ساده کند و نشان دهد که نیروی کار مدرن بیش از هرچیز به خودآگاهی، شوخ‌طبعی و شجاعت در تصمیم‌گیری نیاز دارد. وی اکنون در منطقه‌ی Wine Country ایالت کالیفرنیا زندگی می‌کند و در کنار نوشتن، در شرکت‌های فناوری و اجتماعی به‌عنوان سرمایه‌گذار و مشاور فعال است.

اگر به دنیای بی نظیر کتاب علاقه‌مند هستید و یا به دنبال ارتقای مهارتها و کاروکسب خود هستید. پیشنهاد میکنم صفحه اینستاگرام انتشارات بازاریابی را دنبال کنید تا با جدیدترین آثار دنیای مدیریت، بازاریابی، فروش و مذاکره و توسعه فردی آشنا شوید و از تخفیفات روز انتشارات بازاریابی مطلع شوید.

مشخصات کتاب

وزن0.350 کیلوگرم
ابعاد21 × 15 × 3 سانتیمتر
نویسنده

ریچارد ای. موران

مترجم

کیوان شعبانی مقدم

قطع

رقعی

جنس کاغذ

بالکی

تعداد صفحه

247

چاپ

دوم

نوع جلد

شومیز

  • فصل اول: جایی که تایر در هوا می‌چرخد
  • فصل دوم: مورد “در پایان روز”
  • فصل سوم: چه برنامه‌ای داریم؟
  • فصل چهارم: آیا میوه‌هایی در دسترس و سهل‌الوصول وجود دارند؟
  • فصل پنجم: جوجه‌ها سزاوار حقوق بیشتری هستند
  • فصل ششم: حاضر شدن در سر کار هنوز مهم است
  • فصل هفتم: مورد کار کردن در منزل
  • فصل هشتم: آیا تو پاسخگو هستی؟
  • فصل نهم: “قهوه، ناهار جدید است” و سایر موضوعات مرتبط با قهوه
  • فصل دهم: تهیه‌ی فهرست “کارهایی که باید انجام شود”، با “انجام دادن کارها” یکی نیستند
  • فصل یازدهم: آیا می‌توانیم تمام جلسات را لغو کنیم، ولی شیرینی و پذیرایی را داشته باشیم؟
  • فصل دوازدهم: چقدر تأخیر، دیر حساب می‌شود؟
  • فصل سیزدهم: مورد فوق‌محرمانه‌ی “آزمایشی”
  • فصل چهاردهم: همه‌ی مرشدهای من مرده‌اند
  • فصل پانزدهم: سه کتاب برتر کسب‌وکار که تا به امروز نوشته نشده
  • فصل شانزدهم: درباره‌ی استخدام و اخراج
  • فصل هفدهم: استخدام شدن تابع شانس و اقبال است
  • فصل هجدهم: برایم از خودت بگو و دروغ‌های دیگر
  • فصل نوزدهم: قهوه می‌تواند یک شغل را از تو بگیرد
  • فصل بیستم: چرا مصاحبه‌گران اینقدر حرف می‌زنند؟
  • فصل بیست‌و‌یکم: سلام، کسی آنجا هست؟
  • فصل بیست‌و‌دوم: تحقیق درباره‌ی سوابق افراد و رازهای شما
  • فصل بیست‌و‌سوم: کارآموزها در راهند
  • فصل بیست‌و‌چهارم: برکات ارزیابی عملکرد
  • فصل بیست‌و‌پنجم: دست‌کم یک‌بار اخراج شو؛ این می‌تواند برای مسیر حرفه‌ای تو خوب باشد
  • فصل بیست‌و‌ششم: اگر قرار است اخراج شوی، سریع اخراج شو
  • فصل بیست‌و‌هفتم: اگر استعفا می‌دهی، سریع انجامش بده
  • فصل بیست‌و‌هشتم: فحش دادن به تو در شغل جدیدت کمکی نمی‌کند
  • فصل بیست‌و‌نهم: اخراج شدن سخت نیست، دوباره سر کار رفتن سخت است
  • فصل سی‌ام: هرگز قبل از پیدا کردن یک شغل جدید استعفا نده
  • فصل سی‌و‌یکم: آیا خیلی دیر شده؟
  • فصل سی‌و‌دوم: درباره‌ی درآوردن پول بیشتر
  • فصل سی‌و‌سوم: درباره‌ی برند شخصی
  • فصل سی‌و‌چهارم: این روزها مشغول چه کاری هستی؟
  • فصل سی‌و‌پنجم: از اول شروع کن!
  • فصل سی‌و‌ششم: قانون ده‌هزار ساعت
  • فصل سی‌و‌هفتم: درباره‌ی تعادل میان کار و زندگی
  • فصل سی‌و‌هشتم: شغل من این نیست
  • فصل سی‌و‌نهم: درباره‌ی عنوان شغلی
  • فصل چهلم: پروژه‌ها، پروژه‌ها، پروژه‌ها
  • فصل چهل‌و‌یکم: درباره‌ی شبکه‌سازی
  • فصل چهل‌و‌دوم: آیا کار ما را می‌کشد؟
  • فصل چهل‌و‌سوم: آنچه بر روی جاده اتفاق می‌افتد، بر روی جاده باقی نمی‌ماند
  • فصل چهل‌و‌چهارم: مسیرهای شغلی چیزهایی هستند که بر سر راه تو اتفاق می‌افتند
  • فصل چهل‌و‌پنجم: وقتی جیم شدن موردی ندارد
  • فصل چهل‌و‌ششم: آنها هرگز بدون من دوام نمی‌آورند
  • فصل چهل‌و‌هفتم: آیا تو یک فرد برجسته هستی؟
  • فصل چهل‌و‌هشتم: چطور درآمد بیشتری داشته باشیم
  • فصل چهل‌و‌نهم: بفروش عزیزم، بفروش
  • فصل پنجاهم: چقدر سرت شلوغه؟
  • فصل پنجاه‌و‌یکم: فری‌سایز به همه می‌خورد؟
  • فصل پنجاه‌و‌دوم: منتظر باش تا پدرت به خانه برگردد
  • فصل پنجاه‌و‌سوم: حماقت‌های بازخورد
  • فصل پنجاه‌و‌چهارم: رابطه‌ی عاشقانه، گوش دادن و سایر ملاحظات
  • فصل پنجاه‌و‌پنجم: به اشتراک گذاشتن زیاد می‌تواند تبدیل به عادت شود
  • فصل پنجاه‌و‌ششم: پورنوگرافی دوست تو نیست
  • فصل پنجاه‌و‌هفتم: عشق‌بازی در آسانسور
  • فصل پنجاه‌و‌هشتم: نام‌گذاری فرزندان یک ورزش تماشاگرپسند نیست
  • فصل پنجاه‌و‌نهم: روابط مبتنی بر عشق و نفرت
  • فصل شصتم: کدام لباس برای محیط کار مناسب است؟
  • فصل شصت‌و‌یکم: هیچ چیزی مثل بوی ماری‌جوانا در اول صبح بد نیست
  • فصل شصت‌و‌دوم: آیا ناپختگی اجر و پاداش دارد؟
  • فصل شصت‌و‌سوم: آیا فیس‌بوک در سر کار مفید است؟
  • فصل شصت‌و‌چهارم: ایمیل، این سه چیز نیست
  • فصل شصت‌و‌پنجم: آیا من روی ویبره هستم؟
  • فصل شصت‌و‌ششم: آیا استفاده از موبایل آداب خاصی دارد؟
  • فصل شصت‌و‌هفتم: من کامپیوترم را فراموش کردم!
  • فصل شصت‌و‌هشتم: گوگلِ دوزخ خیلی باهوش است
  • فصل شصت‌و‌نهم: پلوتون، محک و معیار جدیدی است
  • فصل هفتادم: اوه، آن احساس غم و ناراحتی
  • فصل هفتاد‌و‌یکم: تعدد و فراوانی وبینارها
  • فصل هفتاد‌و‌دوم: فناوری، فناوری، فناوری و فناوری بیشتر
  • فصل هفتاد‌و‌سوم: فهرست دیگری از فناوری‌ها
  • فصل هفتاد‌و‌چهارم: آیا استعاره‌های ورزشی مرده‌اند؟
  • فصل هفتاد‌و‌پنجم: زهرهای ارائه
  • فصل هفتاد‌و‌ششم: درباره‌ی دعا کردن در سر کار
  • فصل هفتاد‌و‌هفتم: “واقعاً” و “ولی”
  • فصل هفتاد‌و‌هشتم: سانسور کجاست؟
  • فصل هفتاد‌و‌نهم: باز هم زیادی حرف زدن
  • فصل هشتادم: همگی بجنبید
  • فصل هشتاد‌و‌یکم: درباره‌ی لباس‌های چسبان
  • فصل هشتاد‌و‌دوم: ماشین‌ها و پرستیژ کاری
  • فصل هشتاد‌و‌سوم: به آیلین خوش‌آمدید
  • فصل هشتاد‌و‌چهارم: آیا عوضی‌ها همیشه پیروز می‌شوند؟
  • فصل هشتاد‌و‌پنجم: تالار مشاهیرِ عوضی
  • فصل هشتاد‌و‌ششم: مهربان بودن در سر کار
  • فصل هشتاد‌و‌هفتم: سه‌تا از بهترین رئیس‌هایی که تا به‌حال داشته‌ای
  • فصل هشتاد‌و‌هشتم: معلم‌های مدیریت
  • فصل هشتاد‌و‌نهم: درباره‌ی فرهنگِ شرکت
  • فصل نودم: درباره‌ی زنانِ قدرتمند
  • فصل نود‌و‌یکم: معنی دفتر کار چیست؟
  • فصل نود‌و‌دوم: آیا الان صدایم را می‌شنوی؟
  • فصل نود‌و‌سوم: مراقب خودفریبی باش
  • فصل نود‌و‌چهارم: چه چیزی مهم است؟
  • فصل نود‌و‌پنجم: من یک پیشنهاد دارم
  • فصل نود‌و‌ششم: فراخوان شناساییِ بدترین رئیس
  • فصل نود‌و‌هفتم: درباره‌ی حفر خندق
  • فصل نود‌و‌هشتم: آیا همه‌ی ما رئیس هستیم؟
  • فصل نود‌و‌نهم: مرگ بر ارزیابی عملکردها
  • فصل یک‌صدم: انبوه پیامک، ایمیل و سایر اعتیادها
  • فصل صد‌و‌یکم: دینگ‌دینگ صدای پیام و ووز موبایل، به یاد بهره‌وری
  • فصل صد‌و‌دوم: تانگوی سفر کاری
  • فصل صد‌و‌سوم: بهترین شرکت‌ها
  • فصل صد‌و‌چهارم: درباره‌ی آخر هفته‌ها
  • فصل صد‌و‌پنجم: بیایید روحیه‌ی کاری را در اینجا بهبود ببخشیم
  • فصل صد‌و‌ششم: آیا نشستن، شکل جدیدی از استعمال دخانیات است؟
  • فصل صد‌و‌هفتم: دیگر نمی‌خواهد یادآوری کنی
  • فصل صد‌و‌هجدهم: لطفاً انجام کار احمقانه را متوقف کن
  • فصل صد‌و‌نوزدهم: آیا دوچرخه‌سواری، گلف جدید است؟
  • فصل صد‌و‌بیستم: آه… روزهایی که بیمار هستیم
  • فصل صد‌و‌بیست‌و‌یکم: برابری جنسیتی در پوشش
  • فصل صد‌و‌بیست‌و‌دوم: محکوم به احساس گناه
  • فصل صد‌و‌بیست‌و‌سوم: دعوت از تمام کاراکترها
  • فصل صد‌و‌بی‌و‌چهارم: رئیس بازی کردد
  • فصل صد‌و‌بیست‌و‌پنجم: آیا شاد هستی؟
  • فصل صد‌و‌بیست‌و‌ششم: چرا باید در سر کار شکرگزار باشیم
  • فصل صد‌و‌بیست‌و‌هفتم: دست‌کم با مشت
  • فصل صد‌و‌بیست‌و‌هشتم: اهمیتِ تشخیص فوریت‌ها
  • فصل صد‌و‌بیست‌و‌نهم: چه چیزی مهم است؟
  • فصل صد‌و‌سی‌ام: آخرین تماس
  • فصل صد‌و‌سی‌و‌یکم: مهمانی تعطیلات؛ بایدها و نبایدها
  • فصل صد‌و‌سی‌و‌دوم: روزهای پایانی تعطیلات
  • فصل صد‌و‌سی‌و‌سوم: معمای پیچیده‌ی هدیه دادن
  • فصل صد‌و‌سی‌و‌چهارم: استرسِ کارت‌های تبریک سال نو
  • فصل صد‌و‌سی‌و‌پنجم: و آرزوی خوشبختی برای همه
  • فصل صد‌و‌سی‌و‌ششم: دوباره، بازگشت به مدرسه
  • فصل صد‌و‌سی‌و‌هفتم: حرف آخر

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب مستطاب کاروکسب”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب مستطاب کاروکسب”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *